با تواَم ،
عشق قسم خورده ی ، پنهانی ِمن....
با تواَم بی خبر از حال و ،
پريشانی من...
با تواَم لعنتی خالی از احساس ،
......بفهم...!
بی قرارت شده ام ،
شاعره ی ، خاص بفهم...!
لعنتی...
خسته ام از دوری و بی تاب شدن...
پای دلگيرترين خاطره ها ،
......... آب شدن .
لعنتی ، خسته ام از حال بدم ،
زخم نزن...!
بی تو محکوم به حبس ابدم ،
زخم نزن...!
باورم کن ،
كه به چشمان تو معتاد منم....
پادشاهی ، که به جنگ آمد و ،
........ افتاد منم...
قافيه باختم و شعر سرودم ،
يعنی...
به هر آن کس که تو را ديد....
حسودم يعنی..!
نفسم بندِ تو و....
......... درد مرا می خواند....
بعدِ تو...
حسرت دنیا به دلم می ماند....
برچسب:
نویسنده: کیارش شریعتی